ترجمه "crida" به فارسی
آگهی, اعلان, بشارت بهترین ترجمه های "crida" به فارسی هستند.
crida
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
آگهی
noun -
اعلان
noun -
بشارت
noun -
خبر
nounNomés el senyor d'Hivèrnia pot cridar els seus banderers i reunir un exèrcit.
فقط فرمانرواي " وينترفل " ميتونه پرچمدارها رو خبر کنه و يه ارتش درست کنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crida " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crida" با ترجمه به فارسی
-
فراخوان سیستمی
-
اشک ریختن · به سخن پرداختن · بوق زدن · تلفن کردن · جیغ کشیدن · دادزدن · دورواژیدن · زنگ زدن · صدا زدن · فریاد زدن · ناگهانی گفتن · نعره کشیدن · گریستن · گریه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن