ترجمه "dau" به فارسی
طاس, تاس, جهاز (دریایی) بهترین ترجمه های "dau" به فارسی هستند.
dau
noun
masculine
دستور زبان
-
طاس
nounJoc de daus com el YahtzeeName
بازی طاس شبیه YahtzeeName
-
تاس
nounSe senten moltes coses jugant als daus amb els soldats Lannister.
وقتي با سربازهاي " لنيستر " تاس بازي ميکني ، چيزاي زيادي ميفهمي.
-
جهاز (دریایی)
-
ترجمه های کمتر
- سر سکه
- سرپیچ
- مهره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dau"
عباراتی شبیه به "dau" با ترجمه به فارسی
-
ممانعت از اجرای داده
-
انتقال داده ها
-
اشیاه داده ای همکاری
-
ساختمان دادهها
-
نوع داده انتزاعی
-
ده فرمان
-
از ابتدا
-
نوار داده ها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن