ترجمه "defraudar" به فارسی
بی نتیجه گذاردن, تقلب کردن, زخمی کردن بهترین ترجمه های "defraudar" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: P: No em vull defraudar a mi mateix. ↔ معلم: من نمی خواهم خودم را نا امید کنم.
defraudar
-
بی نتیجه گذاردن
verb -
تقلب کردن
verb -
زخمی کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- طعمه کردن
- فریب دادن
- قربانی کردن
- مایوس کردن
- ناامید کردن
- ناکام کردن
- هیچ کردن
- کلاهبرداری کردن
- گرفتار شدن
- گول زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " defraudar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "defraudar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
P: No em vull defraudar a mi mateix.
معلم: من نمی خواهم خودم را نا امید کنم.
P: No vull defraudar als meus pares.
معلم: من نمی خواهم پدر و مادرم را نا امید کنم.
E: Mai defraudaré al meu país.
دانش آموزان: من هرگز نمی خواهم کشورم را نا امید کنم.
E: No em vull defraudar a mi mateix.
دانش آموزان: من نمی خواهم خودم را نا امید کنم.
P: Mai defraudaré al meu país.
معلم: من هرگز نمی خواهم کشورم را نا امید کنم.