ترجمه "deixar" به فارسی
دست کشیدن, رها کردن, بازایستادن بهترین ترجمه های "deixar" به فارسی هستند.
deixar
verb
دستور زبان
-
دست کشیدن
verbAixò vol dir deixar de fer coses dolentes i actuar bé.
بازگشت بازگشت یعنی دست کشیدن از خطاهای گذشته و انجام دادن آنچه درست است.
-
رها کردن
Però al final, després de la desena plaga, Faraó va deixar que els israelites marxessin.
اما سرانجام بعد از بلای دهم، فرعون اسرائیلیان را رها کرد.
-
بازایستادن
-
ترجمه های کمتر
- رفتن
- ادامه ندادن
- امتناع کردن
- ایستادن
- بس کردن
- تحویل دادن
- تخصیص دادن به
- ترک کردن
- خواستن
- دست برداشتن از
- روا کردن
- قرض کردن
- مجاز کردن
- منع کردن
- موقوف شدن
- میل کردن
- ندیده گرفتن
- وقف کردن
- گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deixar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deixar" با ترجمه به فارسی
-
سست کردن · پرداختن
-
گل
-
ترکه
-
کاستن
-
سرمست کردن · مست کردن · مغشوش کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن