ترجمه "desanimat" به فارسی

افسرده, تاریک, تیره بهترین ترجمه های "desanimat" به فارسی هستند.

desanimat
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • افسرده

    adjective

    Què hauríem de pensar quan una persona que està desanimada parla de manera poc assenyada?

    نسبت به ‹سخنان بیهودهٔ› اشخاص افسرده و مأیوس چه دیدی باید داشته باشیم؟

  • تاریک

    adjective
  • تیره

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • دل افسرده
    • دل افسردگی
    • دل شکسته
    • دلسرد
    • دژم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " desanimat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "desanimat" با ترجمه به فارسی

  • افسرده کردن · بازداشتن · تحذیر کردن · ترسانیدن · دلسرد کردن · رام کردن · هراس کردن
  • افسرده کردن · بازداشتن · تحذیر کردن · ترسانیدن · دلسرد کردن · رام کردن · هراس کردن
اضافه کردن

ترجمه های "desanimat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه