ترجمه "detector" به فارسی

حساس, حسی, ردیاب بهترین ترجمه های "detector" به فارسی هستند.

detector
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • حساس

    noun
  • حسی

    noun
  • ردیاب

    noun

    Per posar-ho a prova vam utilitzar una màquina que anomenem detector Blicket.

    خوب برای آزمایش کردن ما ازماشینی که داشتیم استفاده کردیم که ردیاب بلیکت نامیده میشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " detector " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "detector" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "detector" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه