ترجمه "devastador" به فارسی

مخرب, ویرانگر بهترین ترجمه های "devastador" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Els cors tendres i confiats dels nens són especialment vulnerables als devastadors efectes del maltractament verbal (Colossencs 3:21). ↔ چنین سخنانی به خصوص میتواند شخصیت لطیف و آسیبپذیر کودکان را خرد کند.— کولُسیان ۳:۲۱.

devastador
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • مخرب

    adjective
  • ویرانگر

    adjective

    Els biòlegs haurien d'evitar l'alliberament de patògens genèticament modificats potencialment devastadors.

    زیست شناسان باید از آزادسازی پاتوژن های بالقوه ویرانگر اصلاح شده ژنتیکی دوری کنند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " devastador " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "devastador" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Els cors tendres i confiats dels nens són especialment vulnerables als devastadors efectes del maltractament verbal (Colossencs 3:21).
چنین سخنانی به خصوص میتواند شخصیت لطیف و آسیبپذیر کودکان را خرد کند.— کولُسیان ۳:۲۱.
Vull dir, pot ser devastador, revelador, fins i tot, pot ser prou divertit, com el meu estúpid error del símbol xinès.
یعنی حتا میتونه ویرانگر باشه، الهام بخش باشه، حتا میتونه کاملا خنده دار باشه. یعنی حتا میتونه ویرانگر باشه، الهام بخش باشه، حتا میتونه کاملا خنده دار باشه. مثل اشتباه من درباره اون علامت چینی.
Ha saquejat nostres mars, devastat nostres costes, cremat nostres ciutats i destruït les vides de nostra gent.
او دریاهای ما را چپاول و سواحل ما را تخریب کرده، شهرهای ما را به آتش کشیده، و زندگی مردم ما را نابود کردهاست.
I en general, vaig arribar a aquest tipus d'idea de que els pobres del món vivien vides que portaven implícites patiment i tristesa, devastació, desesperança.
و در کل، من به این نتیجه رسیدم که فقر در دنیای زنده باقی خواهد ماند که در آن دنیا آزار و غم شکل گرفته شده باشد، نا امیدی و انهدام.
Hi havia la contínua i devastadora guerra al Congo i la indiferència del món.
همانند جنگ ادامه دار ویران کنگو و بی تفاوتي دنیا بود.