ترجمه "dictador" به فارسی

خودکامه, دیکتاتور, سلطان بهترین ترجمه های "dictador" به فارسی هستند.

dictador noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • خودکامه

    noun
  • دیکتاتور

    noun

    Teníem un president, Moi, que era un dictador.

    ما رئیس جمهوری داشتیم، به نام موی که دیکتاتور بود.

  • سلطان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شخص توانا
    • فرمانروای مطلق
    • فرمانروای مقتدر
    • پادشاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dictador " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dictador" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dictador" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه