ترجمه "dificultat" به فارسی

اشکال, زحمت, سختی بهترین ترجمه های "dificultat" به فارسی هستند.

dificultat noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • اشکال

    noun
  • زحمت

    noun
  • سختی

    noun

    20 L’exemple de Job també ens ensenya que hem de ser compassius amb els germans que afronten dificultats.

    ۲۰ شرححال ایّوب نشان میدهد که ما باید شرایط همایمانانی را که در سختی هستند درک کنیم.

  • محنت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dificultat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dificultat" با ترجمه به فارسی

  • دشوار کردن · مانع شدن · مختل کردن
اضافه کردن

ترجمه های "dificultat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه