ترجمه "diminut" به فارسی

ریز, اتمی, هسته ای بهترین ترجمه های "diminut" به فارسی هستند.

diminut
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • ریز

    adjective
  • اتمی

    adjective
  • هسته ای

    adjective
  • کوچک

    adjective

    Té una diminuta protuberància, i té una colla de nòduls al nas.

    یک برآمدگی بسیار کوچک هم دارد، و یک تعداد چیزهای پیچدار روی بینیاش هست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " diminut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "diminut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه