ترجمه "dinada" به فارسی
غذای مفصل, ناهار بهترین ترجمه های "dinada" به فارسی هستند.
dinada
-
غذای مفصل
noun -
ناهار
nounAl tercer dia de la nostra arribada, en el dinar van servir arròs amb llet.
سه روز بعد از رسيدنمون ، ناهار شيربرنج بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dinada " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dinada" با ترجمه به فارسی
-
دینار طلا
-
دین
-
دينار · دینار · شام · غذای مفصل · ناهار · ناهار خوردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن