ترجمه "director" به فارسی
رهبر ارکستر, مدیر, هادی بهترین ترجمه های "director" به فارسی هستند.
director
noun
masculine
دستور زبان
-
رهبر ارکستر
noun... però el director no emet cap so.
اما رهبر ارکستر هیچ صدایی در نمی آورد.
-
مدیر
nounI com a directora, he d'inspeccionar el que espero.
و به عنوان یک مدیر مدرسه، باید به چیزی که انتظار داشتم رسیدگی میکردم.
-
هادی
noun -
هدایت کننده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " director " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "director" با ترجمه به فارسی
-
خانم رئیس · خانم مدیر · مدیر · هادی · هدایت کننده
-
مدیر اجرایی
-
کارگردان
-
کارگردان خلاقیت
-
معترف
-
مدیریت تولید
-
کارگردان هنری
-
کارگردان موزیک ویدئو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن