ترجمه "divisa" به فارسی
تمثیل, شعار بهترین ترجمه های "divisa" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Per fi es divisa la silueta del seu marit a la distància, i un somriure il·lumina la seva cara. ↔ هنگامی که شوهرش را از دور دید، لبخندی بر چهرهٔ زیبایش نقش بست.
divisa
noun
feminine
دستور زبان
-
تمثیل
noun -
شعار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " divisa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "divisa" با ترجمه به فارسی
-
ارز خارجی · مبادله خارجی · پول خارجی
-
ذخیرههای ارزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "divisa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Per fi es divisa la silueta del seu marit a la distància, i un somriure il·lumina la seva cara.
هنگامی که شوهرش را از دور دید، لبخندی بر چهرهٔ زیبایش نقش بست.
La divisa principal del sistema de recompensa és la dopamina, un químic o neurotransmissor important.
واحد ارزشی سیستم پاداش ما دوپامین هست، یک ماده مهم شیمیایی یا ناقل عصبی .