ترجمه "doble" به فارسی
دوبل, دوگانه بهترین ترجمه های "doble" به فارسی هستند.
doble
adjective
masculine
دستور زبان
-
دوبل
El dany apareix com el trencament en dues cadenes de la doble hèlice.
خرابی یعنی جدا کردن رشته دوگانهای که در طول مارپیچ دوبل قرار گرفته.
-
دوگانه
Aquest doble impacte està ocasionant una redefinició massiva del mercat de la cultura, en un moment en que qualsevol és un autor potencial.
این تاثیر دوگانه باعث ایجاد بازتعریفی عظیم از بازار فرهنگی، در زمانیکه هرکس میتواند یک نویسنده بالقوه باشد،میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " doble " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "doble" با ترجمه به فارسی
-
پیوند دوگانه
-
آمونیوم آهن(II) سولفات
-
دودوئک دوخطی
-
دوسر
-
دو منفی
-
نمک مضاعف
-
جاسوس دوجانبه
-
جفت ستاره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن