ترجمه "dominant" به فارسی
متعادل, مسلط, چیره بهترین ترجمه های "dominant" به فارسی هستند.
dominant
adjective
masculine
دستور زبان
-
متعادل
adjective -
مسلط
adjectiveSi els arribes a dominar, domines el preu.
اگر شما بر اینها مسلط شوید، شما بر قیمت تسلط یافته اید،
-
چیره
adjectiveCom ens ajuda Jehovà a dominar els mals desitjos?
وقتی طرف یَهُوَه را میگیریم، او چگونه به ما کمک میکند که بر تمایلات گناهآلود خود ‹چیره شویم؟›
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dominant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dominant" با ترجمه به فارسی
-
دامنه اینترنتی
-
خدمات دامنه دایرکتوری فعال
-
دامنه یک تابع
-
تعیین کننده دومین جهانی
-
استیلا · اهتزاز · تاب · تحکم · تسلط · تعالی · تملک زمین · حوزه · حکومت · دامنه · سلطه · غلبه · قلمرو
-
دامنه مقبول
-
کد بینالمللی کشوری
-
دامنه سطحبالای ضمانت شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن