ترجمه "eina" به فارسی
ابزار, اجرا, انجام بهترین ترجمه های "eina" به فارسی هستند.
eina
noun
feminine
دستور زبان
-
ابزار
nounNo dubtava que aquesta habilitat seria,qualque dia, una eina habitual en l'arsenal militar.
او شکی نداشت که این قابلیت، روزی، یک ابزار جنگی عادی خواهد شد.
-
اجرا
noun -
انجام
noun(b) Com s’han beneficiat alguns joves d’aquesta eina?
انجام چه کاری میتواند به تو کمک کند که اعمالی نشانگر وقفت انجام دهی، و چگونه برخی جوانان از آن بهره گرفتهاند؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eina" با ترجمه به فارسی
-
ابزار دستی
-
بیل
-
جعبه ابزار
-
ماشینابزار
-
ابزار برش
-
ابزار توسعه نرم افزار
-
دوک (نخریسی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن