ترجمه "elf" به فارسی

الف, الف (سرزمین میانی), جن بهترین ترجمه های "elf" به فارسی هستند.

elf noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • الف

  • الف (سرزمین میانی)

    personatges immortals de les obres de J.R.R. Tolkien, els quals tenen una gran saviesa. Fou creats per Eru per ser els primers habitants de la Terra Mitjan

  • جن

    noun

    Sóc un elf nocturn bergant.

    من يه جن شب گردم

  • ترجمه های کمتر

    • وروجک
    • وصله
    • پری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " elf " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Elf
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • الف

اضافه کردن

ترجمه های "elf" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه