ترجمه "ella" به فارسی
او, u بهترین ترجمه های "ella" به فارسی هستند.
ella
pronoun
دستور زبان
Una altra persona femenina; la persona femenina prèviament mencionada.
-
او
pronounEll va ser un pioner en el seu camp d'estudi.
او در آن زمینه پیشاهنگ بود.
-
u
Això és molt similar a l'exemple de la Q i a l'U.
و این خیلی شبیه به مثال Q و U است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ella " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ella" با ترجمه به فارسی
-
ترش بودن · ترش شدن
-
فروشنده مواد مخدر
-
عصای اسرارآمیز
-
کباب کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن