ترجمه "encant" به فارسی
افسون, التماس, حراج بهترین ترجمه های "encant" به فارسی هستند.
encant
-
افسون
nounSabies que passaria i t'ho vaig prendre encantant-te.
تو مي دونستي قراره بميري و من با افسون از ذهنت بيرونش کردم.
-
التماس
noun -
حراج
noun
-
ترجمه های کمتر
- خوش منظری
- طلسم
- فریب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " encant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "encant" با ترجمه به فارسی
-
از آشنایی شما خوشوقتم
-
کوارک افسون
-
از آشنایی شما خوشوقتم
-
اغفال کردن · دوست داشتن · سحر کردن · سرگرم کردن · سوراخ کردن · عاشق بودن · فریب خوردن · فریفتن · مجذوب کردن · هیپنوتیزم شدن · هیپنوتیزم کردن · کیف کردن · گول زدن
-
ابله · احمق · از آشنایی شما خوشوقتم · از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · حواس پرت · خوشبخت · خوشوقتم · زود باور · ساده لوح · غیرموجود · فریب خورده · مجزا · مختصر · مرغ نوروزی · پریشان خیال · کنده · کودن · گول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن