ترجمه "entorn" به فارسی
احاطه, اطراف, توابع بهترین ترجمه های "entorn" به فارسی هستند.
entorn
noun
masculine
دستور زبان
-
احاطه
noun -
اطراف
nounPerò estava situada en un entorn feréstec.
اطراف آن منطقه را دشت فرا گرفته بود.
-
توابع
noun
-
ترجمه های کمتر
- حول وحوش
- دوروبر
- عنصر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " entorn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "entorn" با ترجمه به فارسی
-
محیط یکپارچه توسعه نرمافزار
-
چارچوب نرمافزاری تحت وب
-
محیط میزکار
-
سیستم مدیریت یادگیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن