ترجمه "entorn" به فارسی

احاطه, اطراف, توابع بهترین ترجمه های "entorn" به فارسی هستند.

entorn noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • احاطه

    noun
  • اطراف

    noun

    Però estava situada en un entorn feréstec.

    اطراف آن منطقه را دشت فرا گرفته بود.

  • توابع

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • حول وحوش
    • دوروبر
    • عنصر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " entorn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "entorn" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "entorn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه