ترجمه "envellir" به فارسی
سرباز کردن, پیر شدن, پیرشدن بهترین ترجمه های "envellir" به فارسی هستند.
envellir
verb
دستور زبان
-
سرباز کردن
verb -
پیر شدن
verbJa que, per a una dona banal com jo, és molt difícil envellir en aquesta cultura.
می دونین، برای زن بی مصرفی مثل خودم، پیر شدن در این فرهنگ خیلی سخته.
-
پیرشدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " envellir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن