ترجمه "escena" به فارسی

سن, صحنه, صحنه تئاتر بهترین ترجمه های "escena" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: I en escriure una de les escenes, aquesta va succeir en aquesta tercera vall. ↔ و زمانی که یکی از صحنه ها را می نوشتم، این صحنه در آن خیابان سوم اتفاق افتاد.

escena noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • سن

    noun
  • صحنه

    noun

    I en escriure una de les escenes, aquesta va succeir en aquesta tercera vall.

    و زمانی که یکی از صحنه ها را می نوشتم، این صحنه در آن خیابان سوم اتفاق افتاد.

  • صحنه تئاتر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " escena " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "escena" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "escena" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

El Regionalisme americà és un moviment d'art modern realista dels Estats Units que va incloure pintures, murals, litografies i il·lustracions que representen escenes realistes de l'Amèrica rural i de pobles petits principalment a l'Oest Mitjà i al Sud profund.
منطقهگرایی (انگلیسی: Regionalism)یا دیارگرایی جنبش هنریِ واقعگرا و مدرنی است در نقاشی، نقاشیهای دیواری، لیتوگرافی و تصاویری که صحنههای واقعگرایانهای از شهرهای روستایی و کوچک آمریکا را اغلب در غرب میانه و جنوب عمیق به تصویر میکشد.
Entre centenars de fotògrafs, Yazan Homsy comparteix amb nosaltres escenes de la destrucció de la ciutat d'Homs.
یکی از صدها نفر از عکاسان، یزن الحمصی، صحنه هایی از تخریب حمص را با ما در میان میگذارد.
Cada cas d'ús proporciona un o més escenaris que indiquen com hauria d'interaccionar el sistema amb l'usuari o amb un altre sistema per aconseguir un objectiu específic.
هر مورد استفاده، یک یا چند سناریو را فراهم میکند که نشان میدهد چگونه سیستم باید با کاربران به نام بازیگران ارتباط برقرار کند تا به یک هدف یا عملکرد کاری خاص دست یابند.
Així, es poden representar diferents escenaris.
که شاید لهجههای مختلف باشد.
El meu assistent est fotografiant l'escena del crim.
دستيارم رو فرستادم که از صحنه عکس برداري کنه