ترجمه "esmolat" به فارسی
tiz, تیز بهترین ترجمه های "esmolat" به فارسی هستند.
esmolat
adjective
masculine
دستور زبان
-
tiz
-
تیز
adjective adverbSi talleu, amb un ganivet esmolat, un dels brots de la coliflor i el mireu separadament, us recorda la coliflor sencera, però més petita.
اگر با یک چاقوی تیز، یکی از گلچه های گل کلم را برش دهید و جداگانه به آن نگاه کنید، .
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " esmolat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "esmolat" با ترجمه به فارسی
-
سهره زمینی نوکتیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن