ترجمه "esperma" به فارسی
منی, نطفه, اسپرم بهترین ترجمه های "esperma" به فارسی هستند.
esperma
-
منی
noun -
نطفه
noun -
اسپرم
nounBé, durant més de 90 anys s'ha sabut que fa falta vitamina A per fer esperma.
خب، بمدت ۹۰ سال این آگاهی وجود داشته که برای ساخت اسپرم ویتامین آ لازم است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " esperma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن