ترجمه "espia" به فارسی
جاسوس, اپیشه بهترین ترجمه های "espia" به فارسی هستند.
espia
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
جاسوس
nounPerò Rahab ha amagat els espies al terrat.
ولی راحاب جاسوسان را در پشتبام پنهان کرده است.
-
اپیشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " espia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "espia" با ترجمه به فارسی
-
جاسوس یاب
-
جاسوسافزار
-
جاسوس بودن · جاسوسی کردن · کوتاه کردن
-
جاسوسافزار
-
ماهواره جاسوسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن