ترجمه "estable" به فارسی
اصطبل, دائمی, طویله بهترین ترجمه های "estable" به فارسی هستند.
estable
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
اصطبل
nounEl fill, Jesús, va néixer en un estable, on el van visitar uns pastors.
این طفل، عیسی، در اصطبل، جایی که شبانان به دیدن او رفتند، به دنیا آمد.
-
دائمی
adjectiveTot i que ell era un comptable molt competent, el seu problema amb la beguda li impedia tenir una feina estable.
با این که دِوین دفتردار ماهری بود به دلیل اعتیادش نمیتوانست شغلی دائمی بیابد.
-
طویله
noun -
یاتای
edifici on s'hi tenen animals
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " estable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "estable" با ترجمه به فارسی
-
ایزوتوپ پایدار
-
انتشار پایدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن