ترجمه "estri" به فارسی
ابزار, اسباب, ظروف بهترین ترجمه های "estri" به فارسی هستند.
estri
noun
masculine
دستور زبان
-
ابزار
noun -
اسباب
noun -
ظروف
nounPau va comparar la congregació cristiana a «una casa gran», i cada un dels membres de la congregació a «vasos» o estris de la casa.
پولُس جماعت مسیحی را به «خانهای بزرگ» تشبیه میکند و اعضای آن را به ‹ظروف.›
-
ترجمه های کمتر
- لوازم آشپزخانه
- وسایل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " estri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن