ترجمه "fatigat" به فارسی

بیزار, خسته, کسل بهترین ترجمه های "fatigat" به فارسی هستند.

fatigat adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • بیزار

    adjective
  • خسته

    adjective

    És normal que, a vegades, la feina o les responsabilitats teocràtiques ens deixin fatigats.

    همهٔ ما گاهی اوقات به سبب شغل یا مسئولیتهای تئوکراتیک خسته میشویم.

  • کسل

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fatigat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fatigat" با ترجمه به فارسی

  • خستگی مزمن
  • اذیت کردن · تحریک کردن · سخت کار کردن · فرسوده شدن · لخت کردن · محاصره کردن · مزین کردن · معترض شدن
  • خستگی
  • ازکار انداختن · خسته شدن · خسته کردن · سخت کار کردن · فرسوده شدن · کسل شدن
  • خستگی (پزشکی)
اضافه کردن

ترجمه های "fatigat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه