ترجمه "feina" به فارسی
کار, شغل, امرمهم بهترین ترجمه های "feina" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: O bé l'heu passada descansat o bé l'heu passada a la feina. ↔ شما آن را در استراحت و در کار گذراندهاید.
feina
noun
feminine
دستور زبان
-
کار
nounO bé l'heu passada descansat o bé l'heu passada a la feina.
شما آن را در استراحت و در کار گذراندهاید.
-
شغل
nounEm vaig adonar que la meva feina era despertar les possibilitats en altres persones.
من متوجه شده بودم که شغل من این است که استعدادهای موجود در سایر افراد را بیدار کنم.
-
امرمهم
noun
-
ترجمه های کمتر
- تکلیف
- دام
- رنج
- مجادله
- محصول رنج
- محنت
- وظیفه
- کار مشکل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " feina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "feina" با ترجمه به فارسی
-
زغال · مستخدمه · کلفت
-
هم قطار · هم کار
-
هم قطار · هم کار
-
مصاحبه کاری
-
جان کنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "feina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
No, fas tard a la feina.
نه ، واسه کار دیرت شده
De tota manera, hi ha altres factors que farem bé de sospesar abans d’acceptar una feina.
البته نکات دیگری را نیز باید مد نظر داشت.
Estic content de tenir la feina.
خوشحالم که اين کار به من سپرده شد.
Ara, per fer la feina necessito 20 litres de dièsel I gasolina d'alt octanatge.
حالا براي انجام اين کار من به 5تال گالن ديزل نياز دارم... و مقداري بنزين داراي اکتان زياد... .
Després d’un esgotador dia de feina, potser t’has d’obligar a anar a les reunions.
شاید سخت باشد که پس از یک روز طولانی به جلسه رویم.