ترجمه "femella" به فارسی
دختر, زن, ماده بهترین ترجمه های "femella" به فارسی هستند.
femella
noun
feminine
دستور زبان
-
دختر
noun -
زن
nounProbablement creguis que la imatge a l'esquerra sigui mascle, la de la dreta femella.
احتمالا فکر می کنید که تصویر سمت چپ یه مرده ، و سمت راستی یه زن.
-
ماده
adjective nounFaran servir un porc femella?
ميخوان از يه خوکِ ماده استفاده کنن ؟
-
ترجمه های کمتر
- مادّه (جانور مؤنث)
- مهره
- نسوان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " femella " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن