ترجمه "fer" به فارسی

کردن, است, بودن بهترین ترجمه های "fer" به فارسی هستند.

fer adjective verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • کردن

    verb

    Això és el que feia jo al principi, i era un malson.

    این اشتباهی بود که من در ابتدا کردم و برایم مثل یک کابوس بود.

  • است

    verb noun

    M'han dit que no mosseguen. De fet, potser ni sortiràn del pot.

    به من گفته اند که این ها نمی گزند و در واقع شاید اصلا شیشه را ترک نکنند.

  • بودن

    verb

    En les Escriptures, el número set s’usa de manera freqüent per fer referència a una cosa completa.

    عدد هفت در کتاب مقدّس اغلب دلالت بر تکمیل بودن چیزی دارد.

  • ترجمه های کمتر

    • كردن
    • کیر مکیدن
    • ایجاد کردن
    • ساختن
    • سبب شدن
    • کَردَن
    • کُن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه