ترجمه "ferotge" به فارسی
خشمناک, درنده, سبع بهترین ترجمه های "ferotge" به فارسی هستند.
ferotge
-
خشمناک
adjective -
درنده
Som-hi, veniu, matem-lo i tirem-lo a qualsevol cisterna, i direm que una bèstia ferotge l’ha devorat.
اکنون بیایید او را بکشیم، و به یکی از این چاهها بیندازیم، و بگوییم که جانوری درنده او را خورد.
-
سبع
-
ترجمه های کمتر
- وحشی
- ژیان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ferotge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن