ترجمه "festa" به فارسی
عید, مهمانی, جشن بهترین ترجمه های "festa" به فارسی هستند.
festa
noun
feminine
دستور زبان
-
عید
nounAquesta festa dura set dies, i al vuitè dia se celebra un congrés solemne.
این عید به مدت هفت روز برگزار میشد و روز هشتم محفل مقدّس بود.
-
مهمانی
nounQuan ajudava a la cuina a la festa d'un amic, la gent pensava que era la minyona.
با کمک کردن در آشپزخانه در مهمانی یک دوست، مردم فکر میکردند من پیشخدمت هستم.
-
جشن
nounesdeveniment social
No obstant això, no hi ha cap evidència que els cristians del primer segle celebressin aquesta festa.
اما سؤال اینجاست که آیا در قرن اوّل نیز پیروان عیسی سالگرد تولّد عیسی را جشن میگرفتند؟
-
ترجمه های کمتر
- جشنواره
- جشنی
- سور
- عیدی
- پارتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " festa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "festa" با ترجمه به فارسی
-
بالماسکه
-
جشنواره · جشنی · سور · عید · عیدی
-
تعطیلات رسمی
-
روز ملی
-
بالماسکه
-
تعطیل · روز تعطیل · هالیدی
-
گاردن پارتی
-
ایام متبرکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن