ترجمه "fred" به فارسی

سرما, سرد, sard بهترین ترجمه های "fred" به فارسی هستند.

fred adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • سرما

    adjective noun

    perquè el meu cos no pot suportar l'estrés del fred al cap.

    زیرا بدنم نمی توانست با فشار سرما در سرم مقابله کند.

  • سرد

    adjective

    Vam passar mesos en aquest petit i fred magatzem.

    ماه ها در این انبار کوچک و سرد سپری شد.

  • sard

  • ترجمه های کمتر

    • سردی
    • پوست کلفت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fred " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fred" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fred" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه