ترجمه "fregida" به فارسی
سرخ کردن ترجمه "fregida" به فارسی است.
fregida
adjective
-
سرخ کردن
No hi ha suficients verdures. Les patates fregides es consideren una verdura.
سبزیجات کافی به هیچ عنوان نداره. سیبزمینی سرخ کرده ان به عنوان سبزیجات اونه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fregida " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fregida" با ترجمه به فارسی
-
روغنپزی عمیق
-
سیبزمینی سرخکرده
-
مرغ سوخاری
-
چاهان
-
سیبزمینی سرخ کرده · سیبزمینی سرخکرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن