ترجمه "front" به فارسی
پیشانی, جبهه هوا, پيشانی بهترین ترجمه های "front" به فارسی هستند.
front
noun
masculine
دستور زبان
-
پیشانی
nounEn els dies d’Ezequiel ningú va rebre una marca literal al front.
در زمان حِزْقیال، هیچکس به معنی واقعی نشانی بر پیشانی خود دریافت نکرد.
-
جبهه هوا
-
پيشانی
-
ترجمه های کمتر
- pišāni
- جبهه
- جلو
- فرونت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " front " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "front"
عباراتی شبیه به "front" با ترجمه به فارسی
-
سلیم جلوسفید
-
جبهه آزادیبخش ملی ساندینیستا
-
مرغ حق سینهسفید
-
خوتکای سوندا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن