ترجمه "ganivet" به فارسی
چاقو, کارد, خنجر بهترین ترجمه های "ganivet" به فارسی هستند.
ganivet
noun
masculine
دستور زبان
-
چاقو
nounHi havia una raó per la qual volia aquest ganivet amb tantes ànsies.
یه چیزی هست که اینقدر شدید دنبال این چاقو هستش.
-
کارد
nounestri que s'utilitza per tallar coses
tovalló a la falda, ganivet a la mà.
دستمال سفره روی پاهات ، کارد توی دست.
-
خنجر
nounQuin tros d'imbècil armaria un assassí amb el seu propi ganivet?
کدوم احمقي با خنجر خودش ، يه قاتل رو مسلح ميکنه ؟
-
ترجمه های کمتر
- تیغ
- bičāq
- kārd
- pičāq
- pīčāq
- تیغه
- قيچی
- قیچی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ganivet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ganivet"
عباراتی شبیه به "ganivet" با ترجمه به فارسی
-
چاقوی رومیزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن