ترجمه "garbell" به فارسی
الک, غربال, بوجاری بهترین ترجمه های "garbell" به فارسی هستند.
garbell
-
الک
nounDesprés, es garbellava per separar el gra de la pellofa i, llavors, es molia.
پیش از آسیاب کردن گندم، آن را از الک میگذراندند تا دانهها جدا شود.
-
غربال
noun12 I que el meu servent Lyman Wight vagi amb compte, perquè Satanàs desitja garbellar-lo com a borrissol.
۱۲ و بگذارید خدمتگزارم لیمن وِیت آگاه شود، زیرا شیطان می خواهد او را همچون کاه غربال کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garbell " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Garbell
-
بوجاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن