ترجمه "gola" به فارسی
گلو, حلق, شکم پرستی بهترین ترجمه های "gola" به فارسی هستند.
gola
noun
feminine
دستور زبان
-
گلو
nounL’any 2005, amb un altre nus a la gola, vam tornar a Basalt, Colorado, on continuem servint de pioners.
بار دیگر در سال ۲۰۰۵ با بغضی در گلو به باسالْت در ایالت کالورادو بازگشتیم و من و بِتِل به پیشگامی ادامه دادیم.
-
حلق
noun -
شکم پرستی
noun
-
ترجمه های کمتر
- پرخوری
- ژرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gola " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gola" با ترجمه به فارسی
-
التهاب حلق · التهاب گلو · گلو درد
-
پیپت گلوسرخ
-
دراج گردنسرخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن