ترجمه "greix" به فارسی
چربی, روغن بهترین ترجمه های "greix" به فارسی هستند.
greix
noun
masculine
دستور زبان
-
چربی
nounterme genèric per una classe de lípids
Per altra banda, una dieta rica en greixos altament saturats tindrà un efecte negatiu per a la neurogènesi.
در عوض، رژیمهای غذایی سرشار از چربی اشباع شده تاثیر منفی در نوروژنز میگذارند.
-
روغن
nounamb les cèl·lules mare procedents del seu greix o teixit adipós.
با سلولهاي بنيادي مشتق شده از چربي يا روغن خودشان ،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " greix " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "greix" با ترجمه به فارسی
-
رشوه دادن · روغن زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن