ترجمه "greu" به فارسی
آرام, خطرناک, سخت بهترین ترجمه های "greu" به فارسی هستند.
-
آرام
adjectiveEs va quedar molt descansada de saber que no tenia res de greu, i també encuriosida.
او از شنیدن این خبر بسیار آرام شد، از اینکه مسئله جدی نبود، بلکه در عوض موضوعی نسبتاً کنجکاو کننده نیز هست.
-
خطرناک
adjectiveo el factor de risc més greu de la tuberculosi,
یا بزرگترین عامل خطرناک مرض سل
-
سخت
adjectiveQuina temptació pot tenir un cap de família davant greus problemes econòmics?
سر خانواده طی شرایط سخت اقتصادی ممکن است با چه وسوسهای روبرو شود؟
-
سنگین
adjectiveDesprés de cometre alguns pecats greus, va vessar tot el seu cor en un salm, en el qual implorava perdó a Jehovà.
او پس از آنکه مرتکب گناهان سنگین شد، دست به نگارش مزموری زد که در آن با خدا درد دل میکند و تمنای بخشش مینماید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " greu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "greu" با ترجمه به فارسی
-
میاستنی گراویس
-
اکسان گراو · علامت صدای بم
-
بیماری سارس
-
غصه خوردن · مشتاق بودن · مناسب بودن · میل داشتن