ترجمه "gros" به فارسی
بزرگ, bozorg, بُزُرگ بهترین ترجمه های "gros" به فارسی هستند.
gros
adjective
masculine
دستور زبان
-
بزرگ
adjectiveLlavors, Pere arrossega fins a terra la xarxa, que conté 153 peixos grossos.
پِطرُس نیز تور را به ساحل کشید؛ توری که در آن ۱۵۳ ماهی بزرگ بود!
-
bozorg
-
بُزُرگ
-
مه
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gros " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gros" با ترجمه به فارسی
-
سلیم طوقی
-
ماهیچه نزدیککننده شست پا
-
ماهیخورک تاجدار
-
دلیجه
-
عضله خمکننده بلند شست
-
مرغ پفی سینهکمانی
-
سلیم طلایی اروپایی
-
روده بزرگ · قولون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن