ترجمه "guerra" به فارسی

جنگ, جنگاوری, محاربه بهترین ترجمه های "guerra" به فارسی هستند.

guerra noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • جنگ

    noun

    درگیری سازمانیافته، مسلّحانه و غالباً طولانیمدت

    Em sembla que hi haurà més membres tallats abans que acabi aquesta guerra.

    فکر ميکنم قبل از اينکه اين جنگ تموم بشه اعضاي بيشتري بايد قطع بشن.

  • جنگاوری

    noun

    «No aprendran més la guerra»

    «جنگاوری را دیگر نخواهند آموخت»

  • محاربه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نزاع
    • پادرزم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " guerra " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Guerra
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • جنگ

    noun

    Per exemple, el sofriment de Job no representa només el patiment dels ungits durant la Primera Guerra Mundial.

    برای نمونه سختیهای ایّوب، فقط به مصیبتها و سختیهای مسحشدگان طی جنگ جهانی اول مربوط نمیشود.

عباراتی شبیه به "guerra" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "guerra" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه