ترجمه "implícit" به فارسی
اشاره شده, التزامی, ضمنی بهترین ترجمه های "implícit" به فارسی هستند.
implícit
adjective
masculine
دستور زبان
-
اشاره شده
adjective -
التزامی
adjective -
ضمنی
adjectivel' execució sota un depurador pot causar un-nograb implícit, useu-dograb per a no fer cas
اجرا تحت اشکالزدا میتواند باعث یک nograb-ضمنی شود ، برای لغو آن از dograb-استفاده شود
-
مجازی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " implícit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "implícit" با ترجمه به فارسی
-
تابع ضمنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن