ترجمه "impotent" به فارسی
عاجز, ناتوان بهترین ترجمه های "impotent" به فارسی هستند.
impotent
-
عاجز
adjective -
ناتوان
adjectiveLlavors em vaig sentir totalment impotent.
بنابراین من کاملا خودم را ناتوان حس میکردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impotent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن