ترجمه "imprimir" به فارسی
زدن, منقوش کردن, چاپ کردن بهترین ترجمه های "imprimir" به فارسی هستند.
imprimir
verb
دستور زبان
-
زدن
verbEnvia un EOF després del treball per imprimir la pàgina
ارسال EOF پس از کار جهت پس زدن صفحه
-
منقوش کردن
verb -
چاپ کردن
verbHan de saber que cultivar el teu menjar és com imprimir els teus diners.
میخوام مردم بدانند که پرورش دادن غذای خودتان مثل چاپ کردن پول خودتان میماند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imprimir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imprimir" با ترجمه به فارسی
-
ایجاد پرونده بعنوان خروجی چاپ
-
فیبر مدار چاپی
-
تخته مدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن