ترجمه "incapacitar" به فارسی
از کار انداختن, اماده ساختن, امتیاز دادن بهترین ترجمه های "incapacitar" به فارسی هستند.
incapacitar
Verb
دستور زبان
-
از کار انداختن
verb -
اماده ساختن
verb -
امتیاز دادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بیمار ساختن
- عاجز شدن
- فلج کردن
- ناتوان ساختن
- ناتوان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " incapacitar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "incapacitar" با ترجمه به فارسی
-
از کارافتادگی · بی کفایتی · عجز · عدم قابلیت · مانع · نا شایستگی · ناتوانی · نادرستی · نارسایی · نقص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن