ترجمه "jurat" به فارسی
هیئت منصفه, ژوری, عضو هیئت منصفه بهترین ترجمه های "jurat" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: No creuràs que el jurat t'ha absolt sense una mica de persuasió? ↔ فکر نمیکنی که هیئت منصفه تبرئه کردنت بدون یه مقدار ترغیب شدن ؟
jurat
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
هیئت منصفه
nounNo creuràs que el jurat t'ha absolt sense una mica de persuasió?
فکر نمیکنی که هیئت منصفه تبرئه کردنت بدون یه مقدار ترغیب شدن ؟
-
ژوری
nounAixí que, senyores i senyors del jurat, donin un cop d'ull a això.
پس خانمها و آقایان هیات ژوری، یه نگاه به این بندازین.
-
عضو هیئت منصفه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jurat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "jurat" با ترجمه به فارسی
-
سرکارگر
-
سوگند خوردن
-
استشهاد · سوگندنامه · شهادت نامه · گواهینامه
-
هیئت منصفه
-
ترجمه رسمی
-
ژورا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "jurat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
33 He fet jurament en la meva ira, i he decretat guerres sobre la faç de la terra, i els impius es mataran entre ells, i el temor s’apoderarà de tothom;
۳۳ من در غضب خود سوگند یاد کرده ام، و به جنگ ها بر روی زمین حکم کرده ام، و نابکاران نابکاران را خواهند کشت، و ترس بر هر انسانی خواهد آمد؛
Et juro que no estava preocupat.
بهت قول ميدم که نگران نيستم
I ara pretens que trenqui un altre jurament sagrat.
حالا ازم می خوای که یه قسم مقدس دیگه رو بشکونم
Llavors et quedaràs i faràs el jurament amb mi?
پس باهام ميموني و حرف بزني ؟
Els dos vam jurar davant el rei Stannis.
هر دوتاي ما براي شاه " استنيس " قسم خورديم.