ترجمه "km" به فارسی
هزارمتر, کیلومتر بهترین ترجمه های "km" به فارسی هستند.
km
-
هزارمتر
noun -
کیلومتر
nounVan caminar més d’un quilòmetre i mig pel poble, i després van tornar a casa.
آنان با آن پوسترها حدود ٫۶۱ کیلومتر در شهر راهپیمایی کردند و سپس به خانهٔ ما بازگشتند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " km " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "km" با ترجمه به فارسی
-
کیلومتر مربع
-
kylvmtr · هزارمتر · کیلومتر
-
کیلومتر بر ساعت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن