ترجمه "llimona" به فارسی
لیمو, لیمون, ذرت بهترین ترجمه های "llimona" به فارسی هستند.
llimona
noun
feminine
دستور زبان
-
لیمو
nounLa millor part del peix i el marisc restauratiu, però, és que porta a l'altra mitja closca una ampolla de Tabasco i grillons de llimona.
بهترین قسمت این غذاهای دریایی این است که در نیمی از ظرف صدف همراه یک شیشه تاباسکو و یک قاچ لیمو ترش سرو میشود.
-
لیمون
noun -
ذرت
noun -
رنگ زرد لیمویی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " llimona " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "llimona"
عباراتی شبیه به "llimona" با ترجمه به فارسی
-
آبلیمو
-
لیموترش سبز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن